YOGA
یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸
راه های کنترل خشم ... نظرات() 

راه های کنترل خشم :

آب :

خوردن یک لیوان آب علاوه بر آرام کردن فرد از نظر پزشکی باعث ایجاد وقفه می شود و فرد شاید در همان یک لحظه سکوت آرام شده و منطقش بیدار شود و از آن جایی که خشم با احساس توام است نه منطق باعث ارام شدن فرد می شود .

شمارش معکوس :

بسته به شدت خشم شما دارد که از چند شروع کنید ولی خیلی مفید است .

مانترا :

مانتراها دعا یا یک جمله ی تاکیدی هستند که بابد آن ها را تکرار کنیم .

مثل :

" من سعی می کنم آرامش خودم را حفظ کنم ."

وقتی مانترا ها را مشخص می کنیم باید همان جمله را تکرار کنیم کامل و درست .

ترک کردن محل :

همانطور که گفته شد ترس با احساس توام است و ما با ترک محل خشم لحظه ای به منطق اجازه می دهیم که بیدار شود .

نگاه کردن به آینه :

وقتی به آینه نگاه می کنیم و تاثیرات خشم را در چهره ی خود می بینیم خشمان کاسته می شود .

دوش گرفتن

ایست :

ایست باعث می شود لحظه ای مکث و سکوت ایجاد شود و این وقفه و سکوت باعث می شود منطق بیدار شود .

سیکل خشم

یوگا مودرا

که در مورد دو مورد آخر مفصل توضیح خواهم داد .....

یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸
آهیمسا - خشم نه ..... ... نظرات() 

آهیمسا - خشم نه

اولین اصل یاما نیاما آهیمسا است که به معنی کنترل خشم و زندگی در صلح است ....

اولین چیزی که موجب خشم می شود بی برنامگی است . برای رفع مشکل باید برای تک تک لحظه ها و کارها برنامه ریزی بشه

مثلا :

کارمندی که صبح به سر کار می رود .با تخمین زدن و برنامه ریزی زمان می تواند با کمال آرامش به تک تک کار ها ی خود برسد . صبحانه بخورد . دوش آب ولرم بگییرد . لباس های بپوشد و حتی تا محل کار قدم زنان برود و از هوای صبح گاهی و صدای پرندگان و سکوت لذت ببرد .

یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸
یاما نیاما ... نظرات() 

آموزش های این قسمت شامل :

آموزش های تئوری و کاربردی : زندگی درصلح با دیگران و آزار نرساندن فیزیکی و روانی به دیگران (ahimsa)  ، صداقت در افکار و اعمال (satya) ، کنترل وابستگی ها (aparigraha) ، تعادل در تمایلات جنسی (brahmacharya) ، احتراز از تجاوز به حقوق دیگران و احترام به حقوق آن ها ( asteya) ، انضباط در امور و حفظ بهداشت (saucha) ، آرامش و شجاعت (tapas) ، حریص نبودن و انتظارات متناسب از واقعیت زیستی (santosha) ، شناخت توانایی ها و ضعف های خود ( svadhyaya) ، و ایمان داشتن به ذات حق و تسلیم در مقابل او ( ishvara-pranidhana) می باشد .

دوشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٧
چشم بگشای ... نظرات() 

چشم بگشای و از ورای کالبد گوشتی

 و تاریکی درون، بیرون را بنگر

تا آنچه را آن سوی حجاب قرار دارد

رویت کنی ... انسان خدای گونه را

پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٧
پرانایاما ( تنفسی ها ) ... نظرات() 

پرانایاما:

فنون مختلف تنفسی و جریان دادن بهتر پرانا و کنترل تنفسی که تمرکز بر پیوند بین تنفس ، جسم و ذهن است .

آموزش های این قسمت از حساسیت بخصوصی برخوردار است و شاگردان می باید به دقت آموزش های تنفسی را زیر نظر مستقیم مربیا کارآزموده انجام دهند.

نقش تمرینات پرانایاما در بهبود شرایط جسمانی ، روانی و سطح انرژی بدن و ذهن فوق العاده مهم است.

تنفس های یوگا :

1.تنفس های  تخلیه کننده :

1.کاپلا بهاتی

2.بهاستریکا

 

2.تنفس ها ی  صدا دار

1.اوجایی(سوهام)

2.براهماری (زنبوری )

 

3. تنفسهای ارتقا دهنده ی ظرفیت شش ها

1.ویولوما

2. آنالوما

3.پراتی لوما

 

4.تنفس های خنک کننده

1. شیتلی ( لوله کردن زبان )

2. شیتکاری ( هیس )

 

5. تنفس های انگشتی

1. سوریا بهدانا پرانایاما

2. چاندرا بهدانا پرانایاما

3. نادی شودان

 

6. تنفس های انضباطی

1. سماوارتی ( حبس دم و حبس بازدم)

2. ویشاماوارتی

 

7. تنفس های قدرتی

1. پلاونی

2. ورچا

پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٧
قدمت یوگا ... نظرات() 

 یوگا قدمتی کهن دارد...                                

 

قدمت یوگا به هزاران سال می رسد. برخی از نویسندگان قدمت آن را به پنج

هزار سال پیش نسبت داده‌اند. برخی تعالیم یوگا را به خیلی قبل از این تاریخ

نسبت می‌دهند تا آنجا که در اساطیر و افسانه ها آن را به مظاهر احدیت نسبت

می‌دهند.  درسهای یوگا دو قرن قبل از میلاد مسیح توسط حکیم و استاد بزرگ

هندی پاتانجلی در کتابی به نام یوگا سوترا به رشته تحریر در آمده است.

سودمندی تمرینات یوگا را طی قرنها انسانهای مختلف تجربه  و تقدیر کرده اند.

تمرینات گوناگون این شیوه بهزیستی می تواند با اطمینان برای سنین مختلف به

کار برده شده و سودمند واقع شود.        

 

 

 

پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٧
فلسفه یوگا ... نظرات() 

 

فلسفه یوگا

    فلسفه یوگا بر آن است که ما در یک فرآیند دائمی از تکامل حرکت می‌کنیم. هوشیاری ما دائماً در حال تغییر و تکامل است و این تکامل می‌تواند در سطح خرد و هوشمندی هر کس مشاهده شود. ما نمی‌توانیم چیزی را تا زمانی‌که عقل و خرد ما پادرمیانی نکند درک نماییم. ما در مورد آن چیز می‌اندیشیم، آنرا تحلیل می‌کنیم و سعی می‌کنیم جنبه‌ای منطقی به‌آن ببخشیم و سپس آن چیز را درک و قبول می‌کنیم.

پس از پذیرش یک موقعیت، دیگر تضادی وجود نخواهد داشت، اما تا زمانی‌که ما شرایط و موقعیتی را نپذیرفته‌ایم و در مورد آن اطمینان نداریم، تضاد و پیچیدگی نیز وجود خواهد داشت.

   در شرایط حاضر، مفهوم تکامل خطی ارتباط زیادی با خرد و هوشمندی و یا با واژگان یوگا یا بودهی Buddhi  دارد. این عقل ماست که می‌گوید «بسیار خوب من این را می‌فهمم و به‌همین دلیل آنرا قبول می‌کنم»، یا «من این چیز را نمی‌فهمم بنابراین آنرا پس می‌زنم.» و به‌این ترتیب ما به سفر زندگی خود ادامه می‌دهیم. اتفاقاتی که در گذشته برای ما پیش آمده‌اند به‌ شکل حافظه و تجربه در ما باقی می‌مانند. یوگا بر این باور است که این خاطرات و تجارب می‌توانند شادی‌بخش و در عین حال دردناک باشند. ذهن انسان دائماً در حال چرخش پیرامون این خاطرات و تجارب است. به‌هر ترتیب باید تلاش کنیم که به‌گونه‌ای از این شرطی شدن در دنیای نفسانی خارج شویم.

   چرا ما نیازمند آن هستیم که از این شرطی شدن‌های دنیوی دور شویم؟ به‌دلیل تکامل. امکانات خفته و نامحدودی در درون ما وجود دارند که ما از آن‌ها بی‌خبریم. امکان به‌دست آوردن یک آگاهی جمعی و کلی در زندگی ما وجود دارد، اما ما نسبت به آن ناآگاهیم. دستیابی به‌آگاهی جمعی، هدف یوگاست. به‌منظور رسیدن به‌چنین سطحی که حاصل یک آگاهی یکپارچه و جامع است باید تلاش کنیم که شرطی شدن‌های معینی را که مانع بیان اندیشه و آگاهی ما می‌شوند تغییر دهیم. سوتراهای یوگای پتانجلی بیان می‌کنند که یوگا آن گروه از فعالیتهای ذهنی است که چیتاوریتی نام دارند.

   این شرح بسیار مهمی از یوگاست. فعالیت‌های مغزی که حاصل و‌نتیجه شرطی شدن‌های خارجی و آشکاراجتماعی، احساسی، شخصی و فرهنگی است باید متعالی شوند. لحظه ‌ای که بتوانیم به ‌فراسوی دامنه عادی ادراکات راه یابیم، متوجه می‌شویم که سطح دیگری از موجودیت و تجربه وجود دارد.  تمامی فلسفه یوگا مبتنی بر درک این واقعیت است که ما باید خود را تغییر دهیم. هیچ کس نتوانسته است بیداری یا آگاهی و شعور را تعریف کند. فروید و یونگ درباره ناخودآگاه سخن گفته اند، اما نظریه ای که آنها تحت پوشش فلسفه مدرن مطرح کرده اند نظریه جدیدی نیست.

   هنگامی که فورد اولین اتومبیل را اختراع کرد طرح او بسیار ابتدایی بود. با این فرض که اولین اتومبیلی که فورد اختراع کرد از طراحی ابتدایی و غیر پیشرقته ای برخوردار بود، تصور کنید که او از نصب تجهیزات تهویه در اتومبیل که در آن زمان وجود نداشت صحبت می‌کرد. طرح این مسئله می توانست بسیار عجیب باشد.  به‌همین ترتیب هنگامی ‌که مفهوم آگاهی بشر در نیمه اوّل قرن بیستم مورد بحث قرار گرفت، روان‌شناسان مفهوم دیگری از آگاهی را مطرح کردند که ناخودآگاه نام داشت. در واقع آن‌ها به‌سادگی در مورد یک آگاهی کلّی صحبت می‌کردند [و این مسئله‌ی جدیدی نبود] در حالی‌که یوگا پیوسته این مسئله را یادآوری کرده است که ما دارای یک نیروی بالقوه عظیم در درون خود هستیم که در علم یوگا نام ویژه‌ای نیز به‌آن داده شده است: کندالینی.

   بیدار کردن کندالینی، نیروی کیهانی پنهان و خفته در عمیق‌ترین لایه‌های آگاهی، هدف زندگی است. اگر این جنبه از یوگا را با مفهوم مدرن آن مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که بسیاری از ایده‌ها و باورهای مربوط به‌این دو مفهوم مشابه‌اند، به‌طور مثال براساس علوم مدرن،  انسان فقط از یک پنجم  ظرفیت مغز خود استفاده می‌کند، یعنی حدود ٪۱۰ و مابقی نیرو و ظرفیت مغز، خفته و غیرفعال است. در واقع این نتیجه‌گیری به‌آن معناست که در حال حاضر درک ما از طبیعت بشر بسیار محدود و نارساست. ما اکنون قادریم که تنها در سطح آگاه و از طریق ذهن منطقی عمل کنیم، امّا حتی در این شرایط نیز مفهوم و انگاره‌ای که از آگاهی داریم بسیار محدود و ناقص است. ما قادر به‌هماهنگی، ادراک و فعال نمودن کامل نیروهای بالقوه موجود در ذهن آگاه خود نیستیم.

   به‌این ترتیب ما در محدوده بسیار کوچکی از خلاقیت عمل می‌کنیم، چرا دستیابی به‌جامعیت ذهنی مشکل است؟

 

 

پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٧
روانشناسی یوگا ... نظرات() 

 روان‌شناسی یوگا

   ما در زندگی، هدفمند به‌سوی تحقق چهار عامل هستیم. اولین عامل نیرو و توانایی است. هر یک از ما دارای نیروهای معینی هستیم. ممکن است توانایی ما در جهت به دست آوردن صراحت و شفافیت ذهن و یا نیروی اراده باشد، اما به‌طور همزمان ما از ضعف ذاتی خود نیز در رنجیم. ممکن است این ضعف‌ها مشکلات ناشی از عقده حقارت، موانع ذهنی مختلف و یا فقدان اراده باشند. در بسیاری از مواقع متوجه می‌شویم که ضعف‌های ما بر توانایی‌های ما غلبه می‌کنند. اگر ما به‌گونه‌ای هدفمند و پیگیر به‌زندگی خود نگاه کنیم و روزها و لحظات آنرا مشاهده نماییم، متوجه می‌شویم که بسیار تحت تأثیر ضعف‌های خود قرار داریم و در نتیجه  از اضطراب، افسردگی، بی‌خوابی، عصبانیت، بیهودگی و سایر مشکلات در رنجیم. ما قادر به‌سازماندهی، کنترل و مهار عوامل محدودکننده زندگی خود که به‌شکل ضعف‌ها و ناتوانایی‌های موجود ظاهر می‌شوند نیستیم و به‌همین علت است که شاهد رویکرد مشکلات روانی، ذهنی و احساسی می‌باشیم.

   آرزو(زیاده خواهی) و خواسته(نیاز)  نیز دو جنبه مهم دیگرند که آرایش روان‌شناختی ما را بر هم می‌زنند. ما همه، دارای آرزوهای خاصی هستیم و این آرزوها نیروی محرکه زندگی ما هستند که ما را به‌ سمت جلو می‌رانند. آنچه که ما در ذهن خود به‌دنبال آن هستیم به‌طور مثال دستیابی به‌یک موقعیت اجتماعی و یا زندگی شاد و راحت، به‌عبارت دیگر آن‌چه که ما در پی «شدن» آن هستیم، آرزو نام دارد. افزون بر آرزوها ، ما خواسته‌هایی نیز داریم، خواسته‌های فیزیکی، احساسی،‌ روحی و یا معنوی. به‌علت وجود عامل محدودکننده یعنی همان ضعف‌هایمان، ما غالباً تفاوت بین آرزو و نیاز (خواسته) را درک نمی‌کنیم و باعث خلط این دو مبحث می‌شویم. فکر می‌کنیم که آرزوهای ما همان خواسته‌ها و نیازهایمان هستند و بنابراین نیروها و ضعف‌های ما، به‌عبارتی «آرزوها» و «خواسته‌های» ما دائماً در حال مبارزه و کشمکش با یکدیگرند. ما قادر نیستیم که این دو موقعیت را با یک ذهن روشن و آگاه مشاهده کنیم. برای کمک به ‌ما، یوگا پا در میان می‌گذارد و می‌گوید «بیدار شوید».  این اولین قانون یوگاست: توسعه آگاهی‌ها به‌گونه‌ای که بتوانید خودتان را مشاهده کنید، کیفیت‌ها، توانایی‌های خود را مشاهده کنید. این همان نقطه‌ای است که در واقع روان‌شناسی یوگا آغاز می‌گردد، نقطه‌ای که ما را وا می‌دارد که با ذهن خود روبه‌رو شده و با آن کنار بیاییم. با این شناخت دیگر هیچ مبارزه‌ای با خودمان و یا با زندگیمان نمی‌کنیم، وقتی‌که خود را همان‌ گونه که هستیم پذیرفتیم،  این پذیرش براساس تحقق و به‌واقعیت گراییدن طبیعت و شخصیت انسان است.